امام حسین علیه السلام الگوی زندگی (بخش هشتم)
در اینجا به نمونه هائی از یاران عارف و نیایشگر امام حسین علیه السلام اشاره می کنیم:
1 . حضرت عباس علیه السلام با آن همه فضائل اخلاقی و سیرت و صورت زیبائی که داشتند، اما اثر سجده های طولانی در پیشانی نورانی اشان بیشتر جلوه می کرد; به همین جهت قاتل آن حضرت با حسرت تمام می گفت: «انی قتلت شابا مع الحسین بین عینیه اثر السجود، فما نمت لیلة منذ قتلته; (مقاتل الطالبین، ص 78) من جوانمردی را از همراهان حسین علیه السلام کشتم که در پیشانی اش آثار سجده نمایان بود و از آن زمان که او را کشتم یک شب [راحت] نخوابیده ام .»
2 . حضرت زینب کبری علیها السلام نیز در عبادت و عرفان به مقامی رسیده بودند که امام حسین علیه السلام هنگام وداع از ایشان التماس دعا گفته و به وی فرمودند: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل; (وفیات الائمه، ص 441) خواهرم! مرا در نماز شب فراموش مکن .»
و از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده که فرمودند: «عمه ام زینب بعد از حادثه عاشورا از کوفه تا شام و در اوج بحران روحی، نمازهای واجب و مستحب خود را به نحو زیبائی انجام می دادند، اما در برخی موارد نمازهایشان را نشسته ادا می کردند; چرا که غذای خود را به بچه های یتیم می دادند و گاهی خود گرسنه می خوابیدند . (وفیات الائمه، ص 441)
3 . امام حسین علیه السلام هنگامی که به بالین حبیب بن مظاهر آمدند، به شب زنده داریهای وی اشاره کرده و فرمودند:«لله درک یا حبیب، لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیلة واحدة; (شجره طوبی، ج 2، ص 442) ای حبیب! خدا به تو پاداش نیک عنایت کند، تو انسان باکمالی بودی و در یک شب قرآن را ختم می کردی .»
یاران امام حسین علیه السلام که در رفتار و گفتار آیینه آن حضرت بودند، در شب عاشورا چنان به مناجات مشغول بودند که نوشته اند: زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش شنوندگان می رسید . «وبات الحسین واصحابه تلک اللیلة ولهم دوی کدوی النحل ما بین راکع وساجد وقائم وقاعد; (اللهوف، ص 172) شب عاشورا امام حسین علیه السلام و یارانشان بیدار ماندند و صدایی چون نغمه زنبورهای عسل داشتند . آنان در حال رکوع و سجود و قیام و قعود بودند .»
این نیایشگران عارف، همان کسانی بودند که فردای آن شب جانبازیها و حماسه های جاویدان آنان اهل آسمان و زمین را به تحیر واداشت . در حقیقت ایثار و فداکاریهای آنان نتیجه معرفت عمیق و کمال شناخت آنان از حضرت حق بود . آنان در خداشناسی و توحید به مقامی رسیدند که دردها و رنجهای جنگ را احساس نمی کردند . در روایات آمده است: «لم یجدوا الم مس الحدید; (مدینة المعاجز، ج 3، ص 504) درد برخورد آهن (نیزه ها و شمشیرهای آهنین) را احساس نمی کردند .»نه اینکه آنان تیرها، شمشیرها و نیزه ها را نمی دیدند یا توجه نداشتند، بلکه درد و رنج جسمی آنها در مقابل شوق شهادت و لقاء و رضایت پروردگار متعال رنگ باخته بود و آنچنان از عشق الهی سرمست بودند که خود را فراموش کرده و به دنیای دیگری می اندیشیدند .
نماز عشق
از بارزترین نشانه های عبادت و عرفان در سیره حضرت حسین علیه السلام، برگزاری نماز ظهر عاشورا است . هنگامی که در ظهر عاشورا ابوثمامه صیداوی به حضور آن حضرت آمده و در اوج جنگ با دشمن عرضه داشت: یااباعبدالله! فدایتان شوم، گرچه این مردم با حملات و هجومهای پی درپی خود به شما نزدیک شده و می خواهند شما را به شهادت برسانند، اما به خدا سوگند! تا مرا نکشته اند نمی توانند به شما آسیبی برسانند . دوست دارم در حالی به ملاقات پروردگارم بشتابم که این آخرین نمازم را هم به امامت شما خوانده باشم . با شنیدن سخنان ابوثمامه، امام به آسمان نگاه کرده و فرمودند: «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین . نعم هذا اول وقتها; نماز را یاد کردی، خداوند متعال تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد . بلی الان اول وقت نماز است .»
سپس امام فرمودند: لحظاتی از دشمن آتش بس بخواهید! ولی هنگامی که دشمن آتش بس موقتی را نپذیرفت سالار شهیدان در مقابل باران تیر دشمن به نماز ایستادند. دو نفر از یاران امام حسین علیه السلام به نامهای زهیربن قین و سعیدبن عبدالله حنفی برای محافظت امام علیه السلام پیشاپیش ایستاده و سینه هایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه یاران باقی مانده خود، نماز ظهر عاشورا را به پا داشتند.
سعید که در مرکز خطر ایستاده بود، تیرهای دشمن را با دست و صورت و سینه اش دفع می کرد . هنگامی که نماز به پایان رسید، او با بدنی خونین به زمین افتاد . (لواعج الاشجان، ص 156) و در حالی که نفسهای آخر را می کشید چشمانش را گشوده و با تبسمی ملیح به سیمای امام حسین علیه السلام نگریست و در همان لحظه به امام عرض کرد: «اوفیت یابن رسول الله! ای پسر رسول خدا! آیا من [به عهد خود] وفا کردم .»
سرور آزادگان از جان نثاری و فداکاری سعید تقدیر نموده و با لحنی رضایت آمیز فرمودند: «نعم انت امامی فی الجنة; (سخنان حسین بن علی علیه السلام از مدینه تا کربلا، ص 202) بلی تو در بهشت پیشاپیش من خواهی بود .»
سید بن طاووس نوشته است: هنگامی که تیرهای بدنش را شمردند، به غیر از جراحات نیزه و شمشیر، 13 تیر به دست و صورت و سینه سعید بن عبدالله حنفی اصابت کرده بود . (مصباح المتهجد، ص 827; اقبال الاعمال، ج 3، ص 304)
آخرین مناجات
و آخرین مناجات امام حسین علیه السلام در گودال قتلگاه بود که آن حضرت با پروردگار خود عاشقانه نجوا می کردند: «اللهم متعالی المکان ... صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک ولا معبود غیرک صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له ... ; ای خدایی که مقامت بس بلند است ... در مقابل قضای تو شکیبا هستم . ای پروردگاری که بجز تو خدایی نیست! ای فریادرس دادخواهان! مرا جز تو پروردگاری و معبودی نیست . بر حکم تو صابر و شکیبا هستم . ای فریادرس آنکه فریاد رسی ندارد .» و آنگاه که صورت خونین به خاک گذاشتند و آخرین سجده اشان را بجا آوردند، فرمودند: «بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله .» (اللهوف، ص 206)
6 . پاسداری از ارزشهای الهی
امام حسین علیه السلام به عنوان پاسدار ارزشهای الهی وحافظ سنتهای پیامبر صلی الله علیه و آله، برای پیشرفت اهداف والای اسلام از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند و از مهمترین اقدامات آن حضرت در مدت عمر بابرکت خویش، تجدید حیات اسلام واحیای ارزشهای فراموش شده آن می باشد . به همین جهت این جمله در میان اندیشمندان اسلامی به زبانها افتاده است که: «الاسلام محمدی الحدوث وحسینی البقاء» یعنی، اسلام را حضرت محمد صلی الله علیه و آله به جهان بشریت عرضه نمودند و حسین بن علی علیه السلام با تمام وجود از آن پاسداری و حمایت کرد .
در حقیقت شهادت خونین حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایشان موجب شد که غبار جهل و ستم که در طی سالهای بعد از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله قوانین اسلامی را تحت الشعاع قرار داده بود، از چهره سنتهای حقیقی اسلام زدوده شود و نور درخشان معارف الهی بار دیگر به دلهای غفلت زده بتابد . چنانکه در زیارت نامه آن حضرت می خوانیم: «اشهد انک قد اقمت الصلوة وآتیت الزکوة وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر; (مصباح المتهجد، ص 720) [یا اباعبدالله!] شهادت می دهم که تو نماز را بپاداشتی و زکات را ادا کردی و امربه معروف و نهی ازمنکر نمودی .»
اساسا از دیدگاه فرهنگ وحیانی اهل بیت علیهم السلام، احیای امربه معروف و نهی ازمنکر خیلی مهمتر و عظیمتر از سایر ارزشهای الهی است، همچنانکه علی علیه السلام می فرمایند: «وما اعمال البر کلها والجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثة (نهج البلاغه، حکمت 374) فی بحر لجی; تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در مقابل امربه معروف و نهی ازمنکر همچون قطره ای در مقابل دریای مواج و پهناور است .» در واقع جهاد و سایر فرائض دینی بخشی از امربه معروف و نهی ازمنکر به معنای وسیع آن می باشد .
در کنار مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله
امام حسین علیه السلام چنان شیفته حفظ دین و احیای امربه معروف و نهی ازمنکر بودند که هنگام وداع با قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین گفتند: «اللهم ان هذا قبر نبیک محمد صلی الله علیه و آله وانا ابن بنت نبیک وقد حضرنی من الامر ما قد علمت . اللهم انی احب المعروف وانکر المنکر واسالک یا ذالجلال والاکرام بحق القبر ومن فیه الا اخترت لی ما هو لک رضی ولرسولک رضی; (حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج 2، ص 259) خداوندا! این قبر پیامبر تو [حضرت] محمد صلی الله علیه و آله است و من فرزند دختر پیامبرت هستم . برای من پیشامدی رخ داده که خود می دانی . پروردگارا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم . ای صاحب جلالت و کرامت! به حق این قبر و صاحب آن از تو می خواهم راهی را برای من برگزینی که رضایت تو و رسولت در آن باشد .»
نامه به بزرگان بصره
امام حسین علیه السلام در نامه ای به بزرگان بصره در مورد رواج سنتهای منفی در جامعه هشدار داده و حمایت آنان را برای احیای سنتهای صحیح و حاکم شدن ارزشهای الهی خواستار شده و فرمودند: «انا ادعوکم الی کتاب الله وسنة نبیه، فان السنة قد امیتت وان البدعة قد احییت وان تسمعوا قولی وتطیعوا امری اهدکم الی سبیل الرشاد; (سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 301) من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم، چرا که سنت به تدریج از میان رفته و بدعت زنده شده است . اگر به سخنم گوش دهید و از فرمانم اطاعت کنید، شما را به سوی راه رستگاری راهنمایی خواهم کرد .»
پدید آورنده
: عبدالکریم پاک نیا