پرسش اساسي اين نوشتار
اين است که روز جهاني قدس که به ابتکار امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي
ايران براي آخرين جمعه ماه مبارک رمضان نام گذاري شد، در 4 دهه اخير چه
نقشي در تحولات جهان اسلام با محوريت موضوع فلسطين ايفا کرده است؟
آيا اين روز صرفا يک روز نمادين و تبليغي بوده است يا توانسته منشا تحرکات و اثرات عملي در کشورهاي اسلامي در قبال تحولات فلسطين و جهان اسلام باشد؟ آيا اين روز در شکل گيري انتفاضههاي فلسطيني بعنوان محور مقاومت اسلامي در فلسطين و ديگر موفقيتهاي مقاومت اسلامي نقش محوري و اساسي داشته يا خير؟ و در نهايت تظاهرات گسترده مسلمانان در سراسر جهان در اين روز چه پيام و پيامدهاي محسوس و عيني دارد؟
براي پاسخ به اين پرسشها بايد کمي به عقب بازگرديم؛ به حدود 34 سال پيش. امام خميني (ره) در سال 1358 در پيامي تاريخي ضمن ناميدن آخرين جمعه ماه مبارک رمضان به نام روز قدس، خواستار «همبستگى بين المللى مسلمانان در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين» شدند.
ايشان سپس در سخنرانيهاي ديگري از روز قدس با تعابير مکمل ديگري ياد کردند مانند: روز مقابله مستضعفين با مستكبرين، روز جدا شدن منافقين از متعهدين، روز اعلام وجود ملتهاي مستضعف در برابر مستکبرين، روز قيام ملتها عليه جرثومه هاي فساد، روز نجات قدس و لبنان، روز احياي اسلام و اجراي قوانين اسلامي در کشورهاي اسلامي، روز حکومت اسلامي، روز خروج مسلمانان از انزوا، روز ايستادگي در برابر اجانب با تمام قوت و قدرت، روز جدايي حق از باطل (صحيفه نور ، جلد 8 ، صفحه 233 و 234)
اين تعابير امام خميني (ره) نشان ميدهد ايشان هرچند روز قدس را به بهانه همبستگي بين المللي مسلمانان در حمايت از مردم فلسطين پايه گذاري کردند اما اين روز در واقع آغازي است بر يک نهضت بزرگ جهاني و مقاومت بين المللي عليه برخي دولتها و سياستها و مواضع و رويکردها که مبتني و متکي بر سرکوب مظلومين ومستضعفين بر اساس قاعده مذموم و نکوهيده «الحق لمن غلب» است. رويکردي که در ادبيات مدرن نام و نقاب واقع گرايي در روابط بين الملل را به خود گرفت و براين اساس حق را به صاحب قدرت ميدهد نه صاحب حق و براي حق اصالت ذاتي قائل نيست. امام خميني با نام گذاري روز قدس عليه چنين جريان و طرز تفکري اعلام موجوديت و مقاومت جهاني کردند و رمز مانايي و ماندگاري روز جهاني قدس در 34 سال اخير نيز را بايد در همين حق طلبي جستجو کرد. حق طلبياي که با پيروزي انقلاب اسلامي و شکل گيري جمهوري اسلامي نشان داد هرچند آرمانگرايانه است ولي بر واقعيت بيروني تاثير گذار و حتي تعيين کننده است.
در واقع آنچه که بعنوان مقاومت اسلامي در خاورميانه و جهان اسلامي در 4 دهه اخير شکل گرفته و روز به روز قدرتمندتر شده است، پيامدهاي عيني اين نوع نگاه به جهان ومسائل آن است. در اينجا به چند پيامد عيني شکل گيري گفتمان مقاومت اسلامي که مديون نام گذاري روز قدس است نگاهي اجمالي ميافکينم.
1- موفقيت حزب الله لبنان در آزاد سازي جنوب لبنان از دست رژيم اشغالگر قدس بعد از حدود 20 سال اشغال و تجاوز به جنوب لنان
2- پيروزي قاطع حزب الله لبنان بر اسرائيل در جنگ 33 روزه در سال 2006 ميلادي
3- شکست سخت اسرائيل از نيروهاي مقاومت اسلامي در غزه در اواخر سال 2008 ميلادي موسوم به جنگ 22 روزه غزه
4- ناکامي تجاوز اسرائيل به غزه در سال 2012 ميلادي موسوم به جنگ 9 روزه
5- پيروزي حماس در انتخابات سراسري غزه در سال 2006
6- شکل گيري جنبش هاي اسلامي عليه حکام مستبد و وابسته در کشورهاي تونس، مصر، بحرين وليبي در 3 سال اخير که منجر به بيداري اسلامي يا بهار عربي شده است.
7- شکل گيري انتفاضههاي فلسطيني در سالهاي 1987 در پي کشته شدن چند فلسطيني و 2000 در پي ورود شارون به مسجد الاقصي
8- بي نتيجه ماندن مذاکرات سازش در کنفرانس مادريد در 1991، پيمان اسلو در 1993، شرم الشيخ در 1999، کمپ ديويد در 2000، نقشه راه براي صلح در 2002 و اناپوليس در 2007 به اين دليل که حقوق مسلم مردم فلسطين در آنها ناديده گرفته شد و اگاهي عمومي در اين خصوص نيز ايجاد شد.
بنابر اين ميتوان تاثير روز قدس بر تحولات منطقهاي و جهاني را در دو سطح مورد بررسي قرارداد.
1- تاثير بر فلسطين :
ماجراي فلسطين از سال 1917 يعني سال صدور اعلاميه بالفور و اتخاذ سياست رسمي بريتانيا در حمايت از ايجاد وطن براي يهوديان تا کنون حکايت گر يک نقشه شوم وظالمانه است و آن هم بي وطن کردن يک ملت صاحب وطن يعني فلسطينيها به منظور وطن دار کردن يک قوم پراکنده يعني يهوديها در سراسر جهان است.
در اين حدود 100 سال اخير بخشي از يهوديان در نقشهاي بريتانيايي و سپس امريکايي به هرقميتي شده اعم از جنگ و توافق نامههاي بين المللي تلاش کردهاند به تدريج با اشغال و تصرف سرزمين مادري فلسطينيان نه تنها براي اقامت وسکناي خود جايي باز کنند بلکه سير تحولات فلسطين از 1948 به بعد نشان داده درصد و سهم سرزميني اشغالگران رو به افزايش و سهم و درصد سرزميني مالکان اصلي اين سرزمين رو به کاهش است و در حال حاضر به کمتر از 15 درصد از فلسطين رسيده است.
آيا اين آمار به روشني و آشکارا نشان دهنده ظلمي بزرگ به يک ملت مظلوم نيست؟ و آيا اگر در برابر اين انحراف بزرگ و تجاوز علني به حقوق بشر در فلسطين اعتراض نشود، اين خطر وجود ندارد که نمونه دومي در آينده بشريت رخ دهد؟ اين تعدي به حقوق فلسطينيها به حدي آشکار و ظالمانه است که حتي امروز در درون قوم يهود نيز جنبشهايي عليه صهيونيستهاي زياده خواه شکل گرفته است و در مرحله اول خواستار جداشدن حساب صهيونيستها از يهوديان در افکار عمومي هستند.
امام خميني (ره) با درک چنين واقعيتي روز قدس را اعلام کردند و در واقع بزرگترين خدمت را به آزاديخواهان و مدافعان حقيقي حقوق بشر ارايه کردند. همين موضع گيري صحيح وعدالتخواهانه که از قضا خلاف همه نقشههاي پشت پرده سياست مداران وابسته به لابي صهيونيستي بود، موجب شده امروز در جهان بسياري از روشنفکران، نويسندگان، هنرمندان و سياست مداران مستقل و آزاديخواه با افتخار از ملت مظلوم فلسطين دفاع کنند و خواستار بازگشت ميليونها آواره فلسطيني به سرزمين مادري و برگزاري رفراندوم تحت نظر سازمان ملل براي تعيين رژيم سياسي حاکم بر اين کشور هستند تا نظامي دموکراتيک مبتني بر راي واقعي مردم در اين کشور حاکم گردد.
2- تاثير بر جهان اسلام و خاورميانه :
همانطور که در پيام ها و عبارات امام خميني (ره) به مناسبت روز جهاني قدس آمده است نگاه امام به قدس و فلسطين حکايت از وجود يک جريان بزرگ جهاني داشت که همواره با زورمداري و قلدرمابي سعي ميکند منافع خود را به هر قيمتي تامين کند و سپس براي اقدامات متجاوزانه خود متقلبانه مشروعيت ايجاد نمايد. مسالهاي که بارها در تاريخ روابط بين الملل مشاهده شده است. کشور گشايي آلمان نازي در جنگهاي جهاني دوم که جان بالغ بر 50 ميليون انسان را به فنا داد نمونه آشکاري از اين سياستهاي نابخردانه در نيمه اول قرن بيستم است و درنيمه دوم قرن بيستم شاخص ترين وبرجسته ترين نمونه و مصداق آن قصه پرغصه فلسطين است اما منحصر به فلسطين نيست.
جلوگيري از شکل گيري حکومتهاي مردم سالار در خاورميانه در دهههاي اخير، حمايت غرب از کودتاهاي نظامي که آخرين آن تحولات اخير مصر است، حمايت از دولتهاي ارتجاعي و خانوادگي، مقابله با جنبشهاي آزاديبخش و عدم حمايت از روشنفکران و نويسندگان مستقل و متعهد و ايجاد محدوديت براي رسانههاي مستقل و روشنگر و اعمال تحريمهاي بيرحمانه غذايي و دارويي عليه ملتهاي روبه پيشرفت و مستقل، مهمترين سياستهاي متخذه از سوي غرب در دهههاي گذشته بوده است.
روز قدس فرصت و بهانهاي است براي اعتراض به اين سياستها و برقراري مناسباتي عادلانه، آزاد و رو به پيشرفت با محوريت منافع و خواستههاي مردم خاورميانه و جهان اسلام نه منافع و سياستهاي دول بيگانه و خارجي .
روز قدس با استمرار سالانه از فراموشي اين آرمانهاي انساني و اسلامي و اخلاقي جلوگيري ميکند واجازه نميدهد اين اهداف مقدس در پيچ و خم هياهوهاي جهاني فراموش شود. و بعد از حدود 35 سال ديگر به آييني جهاني و ميعادگاهي فرامرزي براي فرياد عليه ظلم و تجاوز و تعدي و دفاع از مظلومين و مستضعفين عالم تبديل شده است همان چيزي که امام خميني (ره) انتظار داشتند و آرزو مي کردند.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ توسط ع.س
|